فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

220

چهارده رساله ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم [ رساله دوازدهم ] پرتونامه شيخ اشراق اين مختصريست كه ساخته شد به حكم آنكه اشارت كردند بعضى از محبّان فضيلت و نامش پرتونامه كرده آمد و بعضى مواضع كه اصطلاح علماى مشائين در آنجا صعوبتى داشت يا مفضى بود بتطويل اصطلاحى نزديكتر كرديم و غرض ايراد نكتهء چندست از علم الهى و پيش از آن نكته چند را تقديم كرده آمد تسهيل طريق را از علمهاى ديگر و از واهب حيات توفيق اتمام در ميخواهم و مجموع اين ده فصل است . فصل اول در شرح بعضى اصطلاحات و تعريف جسم و بعض احوال او .

--> حكماء يونان را به دو دسته و گرنه سه دسته تقسيم كرده‌اند اشراقيان رواقيان مشّائيان شيخ بهائى دانشمند معروف و شيخ الاسلام بزرگوار در كشكول آورده است كه اين هر سه دسته شاگردان افلاطون بودند جمعى در ركاب او ميرفته و كسب دانش مىكرده‌اند گروهى در رواق حوزه مىنشسته و مجاور مدرس مىبوده‌اند و برخى حق ورود به داخل جلسه و محضر درس داشته ارسطو از شاگردانى است كه در ركاب استاد مىبوده و چون صاحب مكتب شد اتباع و پيروان فلسفه او را مشائيان ناميدند ولى حق اين ستكه اين سه مرحله را نخبهء شاگردان مىپيموده سلسله مراتب را طى مىكرده به اين توضيح كسانى كه در خود استعداد تحصيل فلسفه مىديدند بايد آزمايش شوند مدتى پياده در ركاب استاد حركت كنند اگر از اين امتحان بدر آمدند حق داشته باشند در اطاق مجاور بنشينند سالى چند رواقى شوند و چون اين كلاس را ميديدند بدرون محفل قدس و مجلس انس و درس راه مىيافتند و درجهء نهائى را مىپيمودند شرايطى كه فارابى معلم ثانى و دانشمندان بزرگ در روزگار پيشين براى طالبان دانش معين كرده نشان ميدهد كه فلسفه را بهر كس نميآموختند و علم را ارزان نمىفروختند بدگهر را علم و فن آموختن * دادن تيغ است دست راهزن دنبالهء حاشيه در صفحهء بعد